تبلیغات
googooli9@ - مطالب هفته دوم خرداد 1392
googooli9@
کانال تلگرامی ما را دنبال کنید.با تشکر. googooli9@
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
< form action="http://www.DeveloperStudio.ir/Default.aspx" method="post" > 1Name : < input type="text" name="txtname" / >
Family : < input type="text" name="txtfamily" />
4Password : < input type="password" name="txtpass" / >
2Gender :
Male < input type="radio" name="gender" value="male" / > Female < input type="radio" name="gender" value="female" / >
2List of Lessons :
Visual Basic < input type="checkbox" name="VB" disabled="disabled" checked="checked" / > Visual C# < input type="checkbox" name="C#" / > ASP.NET < input type="checkbox" name="asp" / > SQL Server < input type="checkbox" name="sql" />
3< input type="reset" name="cmdreset" value="Reset the Form" / >
< input type="submit" name="cmdsubmit" value="Send Information" / >

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 12 خرداد 1392




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 12 خرداد 1392
چندروزی بود ... و حالا چند سالی شده ...



چقدر بد است ... بتونی بنویسی ...بتونی بخونی ... اما نتونی چیزی بگی

دیگه من باورم نمیشه این من هستم ... دیگه دلم نمی خواهد کسی من را باورم کند...

دیگه ارزش کلمات من مفت شدن ...

لعنت به من به این احساسات به این روزها به خودم به زندگیم به ... لعنت به این اشک


همه میگن مرگ حق است ... نمی دانم این روزها خیلی دوست دارم به حقم برسم


سیگار دوباره داره میشه تنها کسم ... خدا هنوز کنارم هست

اما برام بخوان امشب یه لالای شاید فردا  دیگه نباشم تو این زندگی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 12 خرداد 1392

از یک عاشقِ شکست خورده پرسیدم:                               

بزرگ ترین اشتباه؟                                          

گفت: عاشق شدن...                                            

گفتم: بزرگ ترین شکست؟                                           

گفت: شکستِ عشق...

گفتم: بزرگ ترین درد؟

گفت: از چشمِ معشوق افتادن...

گفتم: بزرگ ترین غصه؟

گفت: یک روز چشم های معشوق رو ندیدن...

گفتم: بزرگ ترین ماتم؟

گفت: در عزای معشوق نشستن...

گفتم: قشنگ ترین عشق؟

گفت: شیرین و فرهاد...

گفتم: زیباترین لحظه؟

گفت: در کنارِ معشوق بودن...

گفتم: بزرگ ترین رویا؟

گفت: به معشوق رسیدن...

پرسیدم: بزرگ ترین آرزوت؟

اشک توی چشماش حلقه زد و با نگاهی سرد گفت:

مرگ....





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 12 خرداد 1392
یک شبى مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه ى لیلا نشست

عشق، آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود!

گفت یا رب! از چه خوارم کرده اى؟
بر صلیب عشق، دارم کرده اى؟

خسته ام زین عشق، دلخونم نکن
من که مجنونم، تو مجنونم نکن

مردِ این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلاى تو... من نیستم!

گفت اى دیوانه، لیلایت منم
در رگت پنهان و پیدایت منم

سالها با جور لیلا ساختى
من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم

کردمت آواره صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد

سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا بر نیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی

مطمئن بودم به من سر می زنی
در حریم خانه ام در می زنی

حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بی قرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم


 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 10 خرداد 1392




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
کلیه حقوق این وبلاگ برای googooli9@ محفوظ است